احمد بن محمد ميبدى

645

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

سورهء - 109 - كافرون - 6 - آيه - مكى - جزو 30 تفسير لفظى [ آيات 1 الى آخر ] بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ بنام خداوند بخشندهء مهربان . 1 - قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ . بگو ( اى محمّد ) به آن ناگرويدگان « 1 » - * - 2 - لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ من نمىپرستم آنچه شما مىپرستيد - * - 3 - وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ . و نه شما مىپرستيد آنچه من مىپرستم ! - * - 4 - وَ لا أَنا عابِدٌ ما عَبَدْتُّمْ . و نه من پرستنده‌ام آنچه شما مىپرستيد ! - * - 5 - وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ . و نه شما مىپرستيد آنچه من مىپرستم « 2 » ! - * - 6 - لَكُمْ دِينُكُمْ وَ لِيَ دِينِ . كيش شما شما را و كيش من مرا ! تفسير ادبى و عرفانى سوره 109 آيه 0 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ، نام خداوندى كه نثار دل دوستان اميد ديدار او ، بهار جان درويشان در مرغزار ذكر و ثناى او ؛ هركس را بهارى است و بهار مؤمنان ياد وصال او ؛ هركجا راستى است آن راستى بنام او است ، هركجا شادى است آن شادى بصحبت او ؛ هركجا عيشى است آن عيش به ياد او ؛ هركجا سوزى است آن سوز به مهر او ، ملك امروز ياد شناخت او و ملك فردا ديدار و رضاى او ! اينست كرامت و منزلت و اينست سعادت و جلالت . جلالتى نه تكلّف سعادتى نه گزاف * حقيقتى نه مجاز و مقالتى نه محال ! در سراى طرب چون بكوفت دست غمان * ز چرخِ وهم فروشد ستارگان خيال سوره 109 آيه 1 1 - قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ تا آخر . مفسّران نوشته‌اند در قرآن سوره‌اى بر شيطان سخت‌تر از اين سوره نيست ، زيرا كه توحيد محض است ، و برائت از شرك ! و توحيد را دو باب است يكى توحيد اقرار و ديگرى توحيد معرفت ، توحيد اقرار يكتا گفتن است و توحيد معرفت يكتا دانستن است ، يكتا گفتن گواهى به يكتائى در ذات و صفات است كه در ذات از همسر و فرزند پاك است ! و در صفات از شبيه و نظير و مانند پاك ، صفات او نامحدود ، از فهمها و وهمها بيرون ! و كس نداند كه چون ! يگانه دانستن آنست كه او را در گفتار و كردار و لطف و فضل و رحمت و منّت يكتا و يگانه دانى ، شكر و منّت او راست و حول و قوّت او راست و نشان بندهء مؤمن آنست كه بىاجازت شريعت و طريقت كارى نكند و همواره پير و شرع باشد ، ظاهر به ميزان شريعت بركشد و باطن به ميدان حقيقت دركشد و نقطهء اصلى را از اعتماد به هر دو پاك دارد ، نه تنها اعتمادش به نفس خود باشد ! لطيفه : اى جوان‌مرد ، اگر از زمين تا آسمان همه را از عبادت خدا پر كنى ! چنان نبود كه ذرّه‌اى از خودى خود دست بدارى ! و خويشتن را نه‌بينى ، و خود را پس‌ترين همه عالم بدانى اين است راه را نشانى . از عارفى بزرگوار ، پرسيدند : از مشايخ گذشته آنچه ايشان را بود تو را هست ؟ گفت : درد نايافت آن هست ! در جمله ، تو را دلى بايد كه در آن درد و مصيبت نايافت باشد ! يا شادى عزّت يافت !

--> ( 1 ) - اين سوره در مورد گروهى از مشركين نازل شد كه به پيغمبر پيشنهاد كردند : يك سال آنها بدين او باشند يك سال پيغمبر به دين آنها باشد كه خداوند اين جواب ردّ داد ! ( 2 ) - در قرآن تكرار آيات بسيار است كه علاوه بر اثر تبليغ بيشتر ، با عادت و ذوق عربها نيز مناسب‌تر است و رعايت آن شرط عمدهء بلاغت است .